ترجمه "Zeitgenosse" به فارسی
معاصر ترجمه "Zeitgenosse" به فارسی است.
Zeitgenosse
noun
masculine
دستور زبان
Nächster (biblisch)
-
معاصر
adjectiveSacharja, ein Prophet und Zeitgenosse Haggais, schrieb: „Wer hat den Tag kleiner Dinge verachtet?“
زکریا، نبی معاصر حجی، چنین نوشت: «کیست که روزِ امورِ کوچکرا خوار شمارد؟»
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " Zeitgenosse " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
اضافه کردن مثال
اضافه کردن