ترجمه "Zeitplan" به فارسی
برنامه زمانی ترجمه "Zeitplan" به فارسی است.
Zeitplan
noun
masculine
دستور زبان
Fahrplan (fig.)
-
برنامه زمانی
Es sollte ein biologischer Flug zum Mond mit einem Zeitplan werden.
باید آن را بعنوان پرتاب زیست شناسی فضاناو به ماه با برنامه زمانی مشخص در نظر گرفت.
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " Zeitplan " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
اضافه کردن مثال
اضافه کردن