ترجمه "abfolge" به فارسی
توالی, سری بهترین ترجمه های "abfolge" به فارسی هستند.
abfolge
-
توالی
ترتیب-ردیف
Hier ist eine Abfolge von Ereignissen in der Entwicklung der Luftfahrt.
فکر میکنم توالی منطقی از وقایعی است که در فرایند پیشرفت در فناوری هواپیماهای موتوری.
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " abfolge " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
ترجمه با املای جایگزین
Abfolge
noun
feminine
دستور زبان
(das) Nacheinander
-
سری
nounUnd ich sehe mein Leben als eine Abfolge von Experimenten.
من به زندگی ام به شکل یک سری آزمایش نگاه می کنم.
اضافه کردن مثال
اضافه کردن