ترجمه "abwesend" به فارسی
غایب, غایب بهترین ترجمه های "abwesend" به فارسی هستند.
abwesend
adjective
دستور زبان
über alle Berge (umgangssprachlich) [..]
-
غایب
adjectiveKann ich dich etwas fragen, so von abwesender Mutter zu zart ausfälliger Tochter?
می تونم به عنوان یه مادر غایب... از دختر نیمه شیّادم یه چیزی بپرسم ؟
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " abwesend " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
ترجمه با املای جایگزین
Abwesend
-
غایب
adjectiveKann ich dich etwas fragen, so von abwesender Mutter zu zart ausfälliger Tochter?
می تونم به عنوان یه مادر غایب... از دختر نیمه شیّادم یه چیزی بپرسم ؟
عباراتی شبیه به "abwesend" با ترجمه به فارسی
-
او مات و مبهوت به اتاق نگاه می کرد.
اضافه کردن مثال
اضافه کردن