ترجمه "adrenalin" به فارسی

آدرنالين, اپینفرین, آدرنالين بهترین ترجمه های "adrenalin" به فارسی هستند.

adrenalin
+ اضافه کردن

آلمانی-فارسی فرهنگ لغت

  • آدرنالين

    Wenn wir den lästigen, adrenalin-absondernden

    اگه بتونيم اون غده ي مزاحم تراوش کننده ي آدرنالين رو برداريم حالت خوب ميشه

  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " adrenalin " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

ترجمه با املای جایگزین

Adrenalin noun neuter دستور زبان

Hormon des Nebennierenmarks

+ اضافه کردن

آلمانی-فارسی فرهنگ لغت

  • اپینفرین

    chemische Verbindung

  • آدرنالين

    Ich gebe ihm das Adrenalin, ich hole ihn zurück.

    من آدرنالين رو بهش تزريق مي کنم ، بايد برش گردونيم.

تصاویر با "adrenalin"

اضافه کردن

ترجمه های "adrenalin" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه