ترجمه "aktiv" به فارسی

فعال, صیغه معلوم, معلوم بهترین ترجمه های "aktiv" به فارسی هستند.

aktiv adjective دستور زبان

rührig (umgangssprachlich) [..]

+ اضافه کردن

آلمانی-فارسی فرهنگ لغت

  • فعال

    Sie erreichen dies durch ihren aktiven Schwanz, indem sie ihn herumschwingen.

    آن ها وقتی که در هوا می چرخند، این کار را با دم فعال انجام می دهند.

  • صیغه معلوم

    noun
  • معلوم

    adjective
  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " aktiv " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

ترجمه با املای جایگزین

Aktiv noun Noun neuter دستور زبان
+ اضافه کردن

آلمانی-فارسی فرهنگ لغت

  • صیغه معلوم

عباراتی شبیه به "aktiv" با ترجمه به فارسی

  • پنجره فعال
  • منطقه فعال
  • ايمنسازي فعال · ايمنسازي متقاطع · ایمنسازی · ایمنسازی هترولوگوس · ایمنیانگیختگی اختصاصی پادگن · تحريك ايمني اختصاصي · تقويت ايمني اختصاصي · حساسشدن ايمني
  • محتوای فعال
  • سند فعال
  • ايمني اختصاصي · ايمني حفاظتي · ايمني طبيعي · ايمني فعال · ايمني متقاطع · ايمني موضعي · ایمنی · تحمل ايمني طبيعي · خودايمني · دستگاه ايمني · كمپلكس ام.اچ.سي · پيشزينهاري
  • انتظار مشغول
  • ايمنسازي فعال
اضافه کردن

ترجمه های "aktiv" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه