ترجمه "albumin" به فارسی

آلبومین, آلبومینها, آلبومینها بهترین ترجمه های "albumin" به فارسی هستند.

albumin
+ اضافه کردن

آلمانی-فارسی فرهنگ لغت

  • آلبومین

    Dabei geht es im allgemeinen um die Plasmaproteine: die Globuline, das Albumin und das Fibrinogen.

    موضوعی که در بیشتر مواقع مطرح میشود مربوط به پروتئینهای پلاسما یعنی گلوبولینها، آلبومین، و فیبرینوژن است.

  • آلبومینها

  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " albumin " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

ترجمه با املای جایگزین

Albumin noun Noun neuter دستور زبان

Albumin (fachsprachlich) [..]

+ اضافه کردن

آلمانی-فارسی فرهنگ لغت

  • آلبومینها

  • آلبومن

  • آلبومین

    globuläre Proteine

    Dabei geht es im allgemeinen um die Plasmaproteine: die Globuline, das Albumin und das Fibrinogen.

    موضوعی که در بیشتر مواقع مطرح میشود مربوط به پروتئینهای پلاسما یعنی گلوبولینها، آلبومین، و فیبرینوژن است.

  • ترجمه های کمتر

    • اوآلبومين
    • لاكتالبومين
    • ميوژنها
اضافه کردن

ترجمه های "albumin" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه