ترجمه "all" به فارسی

همه, سراسر, فضای بیرونی بهترین ترجمه های "all" به فارسی هستند.

all adjective دستور زبان
+ اضافه کردن

آلمانی-فارسی فرهنگ لغت

  • همه

    determiner

    Man kann schlauer sein als ein anderer, aber nicht schlauer als alle anderen.

    آدم میتواند از یک نفر دیگر باهوشتر باشد، اما نمیتواند از همه باهوشتر باشد.

  • سراسر

    determiner

    Es ist ein positiver Kreislauf, und einer, der sich durch alle Entwicklungsländer ziehen könnte.

    این یک چرخه تشدید کننده است که می تواند در سراسر دنیای در حال توسعه تکرارشود.

  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " all " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

ترجمه با املای جایگزین

All noun neuter دستور زبان

Die Gesamtheit alles Extistierenden.

+ اضافه کردن

آلمانی-فارسی فرهنگ لغت

  • فضای بیرونی

    noun
  • کیهان

    noun

    Und dann finde ich dies — "Alle verfügbaren Beweise der Biologie unterstützen

    بعد میرسم به این— همه شواهد موجود در علوم زیستی بر این گزاره تاکید میکند که کیهان تماماً طراحی شده

  • فضا

    noun

    Es muss dich umgebracht haben, als ich im All war.

    حتما وقتي من رفتم فضا رواني شده بودي.

  • كائنات

    Die Gesamtheit alles Extistierenden.

عباراتی شبیه به "all" با ترجمه به فارسی

اضافه کردن

ترجمه های "all" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه