ترجمه "angeln" به فارسی
ماهیگیری, ماهیگیری با قلاب, ماهیگیری با قلاب بهترین ترجمه های "angeln" به فارسی هستند.
angeln
verb
دستور زبان
poussieren (veraltet)
-
ماهیگیری
nounEs war ihm anzusehen, dass er lieber bei uns am Fluss angeln würde, anstatt Klavier zu üben.
هنگام تمرین پیانو، من میتوانستم بگویم که او ترجیح میداد در رودخانۀ نزدیک مان ماهیگیری کند.
-
ماهیگیری با قلاب
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " angeln " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
ترجمه با املای جایگزین
Angeln
noun
Noun
feminine
دستور زبان
Angeln (Volk) [..]
-
ماهیگیری با قلاب
Ausübung der Fischerei mit einer Handangel
-
ماهیگیری با طعمه
-
ماهیگیری با نی
تصاویر با "angeln"
عباراتی شبیه به "angeln" با ترجمه به فارسی
-
جدا شدن
اضافه کردن مثال
اضافه کردن