ترجمه "angeln" به فارسی

ماهیگیری, ماهیگیری با قلاب, ماهیگیری با قلاب بهترین ترجمه های "angeln" به فارسی هستند.

angeln verb دستور زبان

poussieren (veraltet)

+ اضافه کردن

آلمانی-فارسی فرهنگ لغت

  • ماهیگیری

    noun

    Es war ihm anzusehen, dass er lieber bei uns am Fluss angeln würde, anstatt Klavier zu üben.

    هنگام تمرین پیانو، من میتوانستم بگویم که او ترجیح میداد در رودخانۀ نزدیک مان ماهیگیری کند.

  • ماهیگیری با قلاب

  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " angeln " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

ترجمه با املای جایگزین

Angeln noun Noun feminine دستور زبان

Angeln (Volk) [..]

+ اضافه کردن

آلمانی-فارسی فرهنگ لغت

  • ماهیگیری با قلاب

    Ausübung der Fischerei mit einer Handangel

  • ماهیگیری با طعمه

  • ماهیگیری با نی

تصاویر با "angeln"

عباراتی شبیه به "angeln" با ترجمه به فارسی

اضافه کردن

ترجمه های "angeln" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه