ترجمه "apfel" به فارسی
سیبها, سیب, سيب بهترین ترجمه های "apfel" به فارسی هستند.
apfel
-
سیبها
dass dieser viel rötlicher ist als ein gewöhnlicher Apfel,
که این از اکثر سیبها قرمز تر هست.
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " apfel " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
ترجمه با املای جایگزین
Apfel
noun
masculine
دستور زبان
wiss. N.: Malus pumila var. domestica [..]
-
سیب
nounمیوه سردسیری [..]
Da sind zwei Äpfel, von denen einer größer ist als der andere.
دو سیب، که یکی از آنها بزرگ تر بود.
-
سيب
Emma sollte diesen Apfel essen, was sie nicht getan hat.
" اِما " قرار بود اون سيب رو بخوره که نخورد.
-
سیبها
dass dieser viel rötlicher ist als ein gewöhnlicher Apfel,
که این از اکثر سیبها قرمز تر هست.
-
ترجمه های کمتر
- سيبهاي زينتي
تصاویر با "apfel"
عباراتی شبیه به "apfel" با ترجمه به فارسی
-
سيب · سیب
-
پسر کو ندارد نشان از پدر
-
سیب
-
پسر کو ندارد نشان از پدر تو بیگانه خوانش؛ مخوانش پسر
اضافه کردن مثال
اضافه کردن