ترجمه "armband" به فارسی

دستبند, بازوبند, دستبند بهترین ترجمه های "armband" به فارسی هستند.

armband
+ اضافه کردن

آلمانی-فارسی فرهنگ لغت

  • دستبند

    noun

    Sie werden nie herausfinden, wer mein Armband genommen hat.

    اونا نميتونند ادمي رو که دستبند رو دزديده پيدا کنند

  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " armband " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

ترجمه با املای جایگزین

Armband noun neuter دستور زبان

Schmuckstück, das am Handgelenk getragen wird.

+ اضافه کردن

آلمانی-فارسی فرهنگ لغت

  • بازوبند

    noun

    Schmuckstück, das am Handgelenk getragen wird.

    Ein schwarzes Armband anlegen, oder die Champagnerkorken knallen lassen?"

    بازوبند مشکی ببندیم (از ناراحتی)، یا شامپاین باز کنیم (جشن بگیریم)؟

  • دستبند

    noun

    um den Arm getragenes Schmuckstück

    Sie werden nie herausfinden, wer mein Armband genommen hat.

    اونا نميتونند ادمي رو که دستبند رو دزديده پيدا کنند

تصاویر با "armband"

اضافه کردن

ترجمه های "armband" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه