ترجمه "astronom" به فارسی

ستارهشناس, ستارهشناس, اخترشناس بهترین ترجمه های "astronom" به فارسی هستند.

astronom
+ اضافه کردن

آلمانی-فارسی فرهنگ لغت

  • ستارهشناس

    noun

    Mehr als 1 500 Jahre vorher erkundete der griechische Astronom Ptolemäus den Sternenhimmel mit bloßem Auge.

    بیش از ۱۵۰۰ سال قبل از نیوتن، ستارهشناس یونانی به نام بطلمیوس، آسمانها را با چشمان غیرمسلح کاوش کرد.

  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " astronom " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

ترجمه با املای جایگزین

Astronom noun masculine دستور زبان

Wissenschaftler, der sich mit Astronomie oder Astrophysik beschäftigt

+ اضافه کردن

آلمانی-فارسی فرهنگ لغت

  • ستارهشناس

    noun

    پیشهای که به شناخت ستارهها میپردازد

    Mehr als 1 500 Jahre vorher erkundete der griechische Astronom Ptolemäus den Sternenhimmel mit bloßem Auge.

    بیش از ۱۵۰۰ سال قبل از نیوتن، ستارهشناس یونانی به نام بطلمیوس، آسمانها را با چشمان غیرمسلح کاوش کرد.

  • اخترشناس

    noun

    11 Um den Nachthimmel zu bewundern, brauchen wir keine Astronomen zu sein; um Brot zu genießen, keine Chemiker.

    ۱۱ برای پی بردن به شگفتیهای اطرافمان لازم نیست اخترشناس یا شیمیدان باشیم.

  • اخترمار

    noun
  • ترجمه های کمتر

    • ستاره شناس
    • منجم

تصاویر با "astronom"

اضافه کردن

ترجمه های "astronom" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه