ترجمه "auf" به فارسی

در, باز, بر بهترین ترجمه های "auf" به فارسی هستند.

auf interjection adverb adposition دستور زبان

uff (berlinerisch) (umgangssprachlich) [..]

+ اضافه کردن

آلمانی-فارسی فرهنگ لغت

  • در

    noun verb adposition

    Er arbeitet von morgens bis abends auf dem Gut.

    او از صبح تا شب در مزرعه کار میکند.

  • باز

    adjective

    Die Aussicht auf seine Wiederkehr gab mir Mut.

    این امید که او باز خواهد گشت به من جرات داد.

  • بر

    adposition verb noun

    Sie konnte ihn nicht überzeugen, auf einem Pferd zu reiten.

    او نتوانست او را متقاعد کند که سوار بر یک اسب شود.

  • ترجمه های کمتر

    • برای همیشه
    • با
    • روی
  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " auf " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

تصاویر با "auf"

عباراتی شبیه به "auf" با ترجمه به فارسی

اضافه کردن

ترجمه های "auf" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه