ترجمه "auswendig" به فارسی

از بر, از حفظ, حافظه بهترین ترجمه های "auswendig" به فارسی هستند.

auswendig Adjective adverb دستور زبان

in- und auswendig (umgangssprachlich)

+ اضافه کردن

آلمانی-فارسی فرهنگ لغت

  • از بر

    Sie hatte keine Schwierigkeiten, das Gedicht auswendig zu lernen.

    برای از بر کردن آن شعر مشکلی نداشت.

  • از حفظ

    In alter Zeit lernten viele Israeliten die Psalmen auswendig.

    در زمانهای گذشته بسیاری از اسرائیلیان مزامیر را از حفظ میخواندند.

  • حافظه

    noun

    Die Flagge sollte so einfach sein, dass ein Kind sie auswendig zeichnen kann.

    پرچم باید چنان ساده باشد که یک کودک بتواند با حافظه اش آن را نقاشی کند.

  • یاد

    noun

    Die Mutter wiederholte einen Vers immer wieder; wenn das Kind ihn auswendig konnte, sagte sie ihm einen weiteren vor.

    مادر آیهای را برای او تکرار میکرد؛ وقتی کودک آن آیه را یاد میگرفت مادرش آیهای دیگر را برای او تکرار میکرد.

  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " auswendig " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

عباراتی شبیه به "auswendig" با ترجمه به فارسی

اضافه کردن

ترجمه های "auswendig" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه