ترجمه "automatisch" به فارسی

خودکار, اتوماتیک بهترین ترجمه های "automatisch" به فارسی هستند.

automatisch adjective دستور زبان

automagisch (umgangssprachlich) [..]

+ اضافه کردن

آلمانی-فارسی فرهنگ لغت

  • خودکار

    adjective noun

    Ich antwortete automatisch, als ich meinen Namen hörte.

    پس از شنیدن اسمام، بهطور خودکار جواب دادم.

  • اتوماتیک

    Aber daraus ergibt sich nicht automatisch ein gesünderes Leben.

    با این حال، این به طور اتوماتیک به معنی زندگی سالم نیست.

  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " automatisch " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

عباراتی شبیه به "automatisch" با ترجمه به فارسی

اضافه کردن

ترجمه های "automatisch" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه