ترجمه "automatisch" به فارسی
خودکار, اتوماتیک بهترین ترجمه های "automatisch" به فارسی هستند.
automatisch
adjective
دستور زبان
automagisch (umgangssprachlich) [..]
-
خودکار
adjective nounIch antwortete automatisch, als ich meinen Namen hörte.
پس از شنیدن اسمام، بهطور خودکار جواب دادم.
-
اتوماتیک
Aber daraus ergibt sich nicht automatisch ein gesünderes Leben.
با این حال، این به طور اتوماتیک به معنی زندگی سالم نیست.
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " automatisch " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
عباراتی شبیه به "automatisch" با ترجمه به فارسی
-
تشخیص خودکار شماره پلاک خودرو
-
جنگافزار تمامخودکار
-
آبیاری خودکار
-
آبیاری خودکار
-
ملازم خودكار
-
پخش خودکار
-
ترجمه ماشینی
-
مرور خودکار Office
اضافه کردن مثال
اضافه کردن