ترجمه "backgammon" به فارسی
تخته نرد, تـَختهنـَرد, نرد بهترین ترجمه های "backgammon" به فارسی هستند.
backgammon
-
تخته نرد
nounEr hat ein wirklich schönes Backgammon set da oben.
اون يه تخته نرد واقعاً خوب داره اونجا.
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " backgammon " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
ترجمه با املای جایگزین
Backgammon
noun
neuter
دستور زبان
ein Würfelbrettspiel
-
تـَختهنـَرد
-
نرد
nounEr hat ein wirklich schönes Backgammon set da oben.
اون يه تخته نرد واقعاً خوب داره اونجا.
-
تخته نرد
nounBrettspiel
Er hat ein wirklich schönes Backgammon set da oben.
اون يه تخته نرد واقعاً خوب داره اونجا.
تصاویر با "backgammon"
عباراتی شبیه به "backgammon" با ترجمه به فارسی
-
نرد
اضافه کردن مثال
اضافه کردن