ترجمه "beauftragt" به فارسی

منصوب ترجمه "beauftragt" به فارسی است.

beauftragt verb
+ اضافه کردن

آلمانی-فارسی فرهنگ لغت

  • منصوب

    Nach der Schule wurde ich beauftragt, im Bundesstaat Ohio als Kreisaufseher zu reisen.

    پس از اتمام مدرسهٔ جِلْعاد به خدمت سیّاری در ایالت اوهایوی آمریکا منصوب شدم.

  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " beauftragt " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate
اضافه کردن

ترجمه های "beauftragt" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه