ترجمه "befreien" به فارسی

آزاد کردن, آزاد ساختن, خلاص شدن بهترین ترجمه های "befreien" به فارسی هستند.

befreien verb دستور زبان

(sich) freikämpfen

+ اضافه کردن

آلمانی-فارسی فرهنگ لغت

  • آزاد کردن

    verb

    Er würde nur als Gnade dienen, die dich davon befreit, was du getan hast.

    آزاد کردن تو از اعمالت فقط معني رحم کردن ميده.

  • آزاد ساختن

    Nachdem er 40 Jahre in Midian zugebracht hatte, war er in Gottes Augen dafür geeignet, seine Brüder zu befreien.

    از این رو، بعد از سپری شدن ۴۰ سال در سرزمین مدیان، یَهُوَه توانست از موسی برای آزاد ساختن برادرانش استفاده کند.

  • خلاص شدن

  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " befreien " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

ترجمه با املای جایگزین

Befreien Noun دستور زبان
+ اضافه کردن

"Befreien" در فرهنگ لغت آلمانی - فارسی

در حال حاضر ما هیچ ترجمه ای برای Befreien در فرهنگ لغت نداریم، شاید بتوانید یکی را اضافه کنید؟ حتماً ترجمه خودکار، حافظه ترجمه یا ترجمه های غیرمستقیم را بررسی کنید.

اضافه کردن

ترجمه های "befreien" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه