ترجمه "beladen" به فارسی
بارگيري, پُر, بارگيري بهترین ترجمه های "beladen" به فارسی هستند.
beladen
adjective
verb
دستور زبان
schlauchen (mit) (umgangssprachlich)
-
بارگيري
Sobald wir beladen sind, gehört der Zug dir.
به محض بارگيري ، اين قطار تو ميشه
-
پُر
Jeden Abend belade ich den Karren und mach meine Runde.
عصرها اين چرخ رو پُر مي کنم و توي زندان دور مي زنم
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " beladen " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
ترجمه با املای جایگزین
Beladen
-
بارگيري
Sobald wir beladen sind, gehört der Zug dir.
به محض بارگيري ، اين قطار تو ميشه
-
تخليه بار
-
جابجايي کپهای
-
جابجایی
اضافه کردن مثال
اضافه کردن