ترجمه "bemalen" به فارسی
رنگ, رنگ زدن بهترین ترجمه های "bemalen" به فارسی هستند.
bemalen
verb
دستور زبان
malern (umgangssprachlich)
-
رنگ
nounIch wollte meine Eulenstatue bemalen, aber jemand hat sie kaputt gemacht.
می خواستم مجسمه جغدم رو رنگ کنم ولی یکی شکوندش
-
رنگ زدن
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " bemalen " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
اضافه کردن مثال
اضافه کردن