ترجمه "benachbart" به فارسی

مجاور, نزدیک, همسایه بهترین ترجمه های "benachbart" به فارسی هستند.

benachbart adjective دستور زبان
+ اضافه کردن

آلمانی-فارسی فرهنگ لغت

  • مجاور

    noun

    In Wahrheit ist es eine der benachbarten Galaxien.

    خب، راستش، این یکی از کهکشانهای مجاور ماست.

  • نزدیک

    noun
  • همسایه

    noun

    Die Armee fiel in das benachbarte Land ein.

    ارتش کشور همسایه را اشغال کرد.

  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " benachbart " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate
اضافه کردن

ترجمه های "benachbart" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه