ترجمه "benjamin" به فارسی
بنیامین, بنجامین, بنیامین بهترین ترجمه های "benjamin" به فارسی هستند.
benjamin
-
بنیامین
properUnd ohne dass sie es merken, lässt er seinen Silberbecher in Benjamins Sack legen.
ولی بدون اینکه آنها متوجه شوند، کاری میکند که جام نقرهای او نیز در کیسهٔ بنیامین گذارده شود.
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " benjamin " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
ترجمه با املای جایگزین
Benjamin
proper
دستور زبان
(unser) Kleinstes [..]
-
بنجامین
properWie üblich, Benjamin, bin ich dir drei Schritte voraus.
مثل همیشه ، بنجامین من سه قدم از تو جلوترم.
-
بنیامین
properUnd ohne dass sie es merken, lässt er seinen Silberbecher in Benjamins Sack legen.
ولی بدون اینکه آنها متوجه شوند، کاری میکند که جام نقرهای او نیز در کیسهٔ بنیامین گذارده شود.
عباراتی شبیه به "benjamin" با ترجمه به فارسی
-
بنیامین فرانکلین
-
والتر بنیامین
-
بنیامین هریسون
-
بنجامین هریسون
اضافه کردن مثال
اضافه کردن