ترجمه "beobachten" به فارسی

تماشاکردن, نگاهکردن, پاییدن بهترین ترجمه های "beobachten" به فارسی هستند.

beobachten verb دستور زبان

spannern (vulgär) [..]

+ اضافه کردن

آلمانی-فارسی فرهنگ لغت

  • تماشاکردن

  • نگاهکردن

  • پاییدن

    Verb verb

    und als ich wieder anfing es zu beobachten

    و وقتی دوباره پاییدن خونه رو از سر گرفتم،

  • ساعت

    noun
  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " beobachten " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

تصاویر با "beobachten"

اضافه کردن

ترجمه های "beobachten" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه