ترجمه "berg" به فارسی

كوهها, کوهستان, کوه بهترین ترجمه های "berg" به فارسی هستند.

berg
+ اضافه کردن

آلمانی-فارسی فرهنگ لغت

  • كوهها

    Es kam schon vorher mal ein Mann von dem Berg.

    قبلا يه مردي از كوهها آمده بود

  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " berg " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

ترجمه با املای جایگزین

Berg noun proper masculine neuter دستور زبان

Höhe (mil., mit Nummer) [..]

+ اضافه کردن

آلمانی-فارسی فرهنگ لغت

  • کوهستان

    noun

    Teil der Erdoberfläche, der sich über den Grund erhebt und der gewöhnlich steile Hänge und einen relativ kleinen Gipfel hat.

    Ich war in den Bergen.

    من در کوهستان هستم.

  • کوه

    noun

    Geländeform, die sich über die Umgebung erhebt

    Die zwei Berge sind gleich hoch.

    دو کوه از بلندای یکسانی برخوردار هستند.

  • kuh

  • ترجمه های کمتر

    • تپه
    • بلندی
    • تپهها
    • درههاي مرتفع
    • زمینهای مرتفع
    • كوهها
    • كوهپايهها
    • نواحي كوهستاني
    • نواحي مرتفع

تصاویر با "berg"

عباراتی شبیه به "berg" با ترجمه به فارسی

اضافه کردن

ترجمه های "berg" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه