ترجمه "bienen" به فارسی

زنبور, زنبور عسل بهترین ترجمه های "bienen" به فارسی هستند.

bienen
+ اضافه کردن

آلمانی-فارسی فرهنگ لغت

  • زنبور

    noun

    Ich habe Harz darüber gegossen, eine Biene blieb stecken.

    آن را به صمغ آغشته کردم و یک زنبور در آن گیر افتاد.

  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " bienen " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

ترجمه با املای جایگزین

Bienen noun دستور زبان
+ اضافه کردن

آلمانی-فارسی فرهنگ لغت

  • زنبور عسل

    noun

    Um Bienen in einem Labor züchten zu können,

    این پرورش زنبور عسل در آزمایشگاه است.

عباراتی شبیه به "bienen" با ترجمه به فارسی

اضافه کردن

ترجمه های "bienen" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه