ترجمه "bilden" به فارسی

فرم, شکل دادن بهترین ترجمه های "bilden" به فارسی هستند.

bilden verb دستور زبان

erwachsen (aus) [..]

+ اضافه کردن

آلمانی-فارسی فرهنگ لغت

  • فرم

    Und während es austrocknet, verbinden sich die Lagen und bilden Nähte.

    و همين طور كه رطوبت آن تبخير مي شود، به هم مي چسبند و فرم مي گيرند.

  • شکل دادن

    verb

    Ich hörte einen typischen Teenager, der dabei ist, eine Selbstidentität zu bilden.

    صداي يه نوجوان که در حال شکل دادن. به شخصيت خودشه شنيدم

  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " bilden " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

عباراتی شبیه به "bilden" با ترجمه به فارسی

اضافه کردن

ترجمه های "bilden" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه