ترجمه "biomasse" به فارسی

زیستتوده, زیستتوده, زیتوده بهترین ترجمه های "biomasse" به فارسی هستند.

biomasse
+ اضافه کردن

آلمانی-فارسی فرهنگ لغت

  • زیستتوده

    Wasserkraft, Erdwärme, Wind, Sonne und Biomasse.

    نیروی برقابی(هیدروالکتریک)، زمینگرمایی، باد، انرژی خورشیدی و زیستتوده.

  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " biomasse " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

ترجمه با املای جایگزین

Biomasse noun Noun feminine دستور زبان
+ اضافه کردن

آلمانی-فارسی فرهنگ لغت

  • زیستتوده

    noun

    gesamte organische Masse lebender oder toter Organismen

    Wasserkraft, Erdwärme, Wind, Sonne und Biomasse.

    نیروی برقابی(هیدروالکتریک)، زمینگرمایی، باد، انرژی خورشیدی و زیستتوده.

  • زیتوده

  • گياتوده

اضافه کردن

ترجمه های "biomasse" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه