ترجمه "birnen" به فارسی
گلابی ترجمه "birnen" به فارسی است.
birnen
-
گلابی
nounGetrocknete Birnen in der Form von Geschlechtsteilen.
گلابی هایی که خشک شده بودند به شکل اندام جنسی!
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " birnen " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
ترجمه با املای جایگزین
Birnen
noun
دستور زبان
+
اضافه کردن ترجمه
اضافه کردن
"Birnen" در فرهنگ لغت آلمانی - فارسی
در حال حاضر ما هیچ ترجمه ای برای Birnen در فرهنگ لغت نداریم، شاید بتوانید یکی را اضافه کنید؟ حتماً ترجمه خودکار، حافظه ترجمه یا ترجمه های غیرمستقیم را بررسی کنید.
عباراتی شبیه به "birnen" با ترجمه به فارسی
-
گلابی شیپووا
-
آمپول · ارمود · امرود · گلابی · گلابیها
-
گلابیها
-
آمپول · ارمود · امرود · گلابی · گلابیها
اضافه کردن مثال
اضافه کردن