ترجمه "blindheit" به فارسی

نابینایی, نابینایی, کوری بهترین ترجمه های "blindheit" به فارسی هستند.

blindheit
+ اضافه کردن

آلمانی-فارسی فرهنگ لغت

  • نابینایی

    noun

    Mit der Zeit zeigten sich feine Unterschiede in der genetischen Bauweise hinter ihrer Blindheit.

    و از آن هنگام تفاوتهای ظریفی در ساختار ژنتیکی مربوط به نابینایی آنها گسترش پیدا کرده است.

  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " blindheit " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

ترجمه با املای جایگزین

Blindheit noun feminine دستور زبان

Die Unfähigkeit zu sehen.

+ اضافه کردن

آلمانی-فارسی فرهنگ لغت

  • نابینایی

    noun

    Die Unfähigkeit zu sehen. [..]

    Mit der Zeit zeigten sich feine Unterschiede in der genetischen Bauweise hinter ihrer Blindheit.

    و از آن هنگام تفاوتهای ظریفی در ساختار ژنتیکی مربوط به نابینایی آنها گسترش پیدا کرده است.

  • کوری

    noun

    Weil wir blind sind für unsere eigene Blindheit.

    زیرا ما نسبت به کوری مان نابینا هستیم.

  • كوري

اضافه کردن

ترجمه های "blindheit" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه