ترجمه "blizzard" به فارسی

بورانها, بوران, طوفان برف بهترین ترجمه های "blizzard" به فارسی هستند. نمونه ترجمه شده: Ein Blizzard hielt uns hinter der deutschen Front gefangen. ↔ زمستون سختی بود. طوفان شدید نصف افرادمون رو پشت مرز آلمان گیر انداخته بود.

blizzard
+ اضافه کردن

آلمانی-فارسی فرهنگ لغت

  • بورانها

  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " blizzard " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

ترجمه با املای جایگزین

Blizzard
+ اضافه کردن

آلمانی-فارسی فرهنگ لغت

  • بوران

    noun
  • طوفان برف

    یک صفحهٔ ابهامزدایی ویکیمدیا

  • طوفانبرف

  • کولاک

    noun
اضافه کردن

ترجمه های "blizzard" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه

Ein Blizzard hielt uns hinter der deutschen Front gefangen.
زمستون سختی بود. طوفان شدید نصف افرادمون رو پشت مرز آلمان گیر انداخته بود.
Bereiten euch auf Whiteouts und Blizzard-artige Umstände vor.
. و منتظر عدم تشخيص موقعيت و شرايط کولاکي باشين
Die Wellen waren schon 12 bis 15 Meter hoch und die Gischt der sich brechenden Wellen wurde seitwärts geblasen, wie Schnee in einem Blizzard.
ارتفاع امواج در آن زمان ۱۲ تا ۱۵ متر بودند، و افشانههای موج خروشان به صورت افقی مانند کولاک برف بودند.