ترجمه "bohren" به فارسی

حفاری, سفتن, سوراخ کردن بهترین ترجمه های "bohren" به فارسی هستند.

bohren verb دستور زبان

urgieren (österr.) [..]

+ اضافه کردن

آلمانی-فارسی فرهنگ لغت

  • حفاری

    Ihm zu sagen, ob er fahren oder bohren oder was er sonst machen soll.

    بگوید که باید راه برود یا حفاری کند یا هرکار دیگری که لازم است انجام دهد.

  • سفتن

  • سوراخ کردن

  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " bohren " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

ترجمه با املای جایگزین

Bohren noun neuter دستور زبان
+ اضافه کردن

آلمانی-فارسی فرهنگ لغت

  • حفاری

    Verfahren zur Herstellung und Bearbeitung von rotationssymmetrischen Vertiefungen

    Ihm zu sagen, ob er fahren oder bohren oder was er sonst machen soll.

    بگوید که باید راه برود یا حفاری کند یا هرکار دیگری که لازم است انجام دهد.

اضافه کردن

ترجمه های "bohren" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه