ترجمه "botschafter" به فارسی
سفیر, سفیر, آمباسادور بهترین ترجمه های "botschafter" به فارسی هستند.
botschafter
-
سفیر
nounDafür habe ich einen Botschafter ausgewählt, eine dort typische Tierart.
و به منظور انجام این کار، یک سفیر برگزیدم، یک گونه نمادین و تمثالگونه.
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " botschafter " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
ترجمه با املای جایگزین
Botschafter
noun
masculine
دستور زبان
-
سفیر
nounDafür habe ich einen Botschafter ausgewählt, eine dort typische Tierart.
و به منظور انجام این کار، یک سفیر برگزیدم، یک گونه نمادین و تمثالگونه.
-
آمباسادور
-
ایلچی
noun
-
ترجمه های کمتر
- سفي
- پیغام رسان
- پیک
اضافه کردن مثال
اضافه کردن