ترجمه "bowling" به فارسی
بولینگ, بولینگ بهترین ترجمه های "bowling" به فارسی هستند.
bowling
-
بولینگ
Mein Büro hat mich dazu gebracht, dem Abend-Bowling-Verein beizutreten.
، هم دانشگاهی های من. منو تحت فشار میذارن تا باهاشون بولینگ بازی کنم
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " bowling " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
ترجمه با املای جایگزین
Bowling
Noun
دستور زبان
-
بولینگ
Art des Kegelsports
Mein Büro hat mich dazu gebracht, dem Abend-Bowling-Verein beizutreten.
، هم دانشگاهی های من. منو تحت فشار میذارن تا باهاشون بولینگ بازی کنم
اضافه کردن مثال
اضافه کردن