ترجمه "brache" به فارسی
آیش, آیش, آيش باير بهترین ترجمه های "brache" به فارسی هستند.
brache
adjective
-
آیش
nounAufeinanderfolgende Kultur von Nutzpflanzen ohne jahreszeitliche Brache
رشد محصول همراه به طور متوالی بدون آیش فصلی
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " brache " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
ترجمه با املای جایگزین
Brache
noun
feminine
دستور زبان
-
آیش
nounAufeinanderfolgende Kultur von Nutzpflanzen ohne jahreszeitliche Brache
رشد محصول همراه به طور متوالی بدون آیش فصلی
-
آيش باير
-
آيش سبز
اضافه کردن مثال
اضافه کردن