ترجمه "braten" به فارسی

برشتن, کباب کردن, سرخ کردن بهترین ترجمه های "braten" به فارسی هستند.

braten verb دستور زبان

schmurgeln (umgangssprachlich)

+ اضافه کردن

آلمانی-فارسی فرهنگ لغت

  • برشتن

    verb
  • کباب کردن

    verb
  • سرخ کردن

    Garmethode

    Je öfter er sagte, wie er sein Fleisch und seine Eier gebraten haben will und seine Pfannkuchen gewendet, desto mehr wollte ich verschwinden.

    هرچي بيشتر درباره ي اينکه گوشت سرخ کرده و نيمرو و پنکيک صحبت ميکرد ، من بيشتر تلاش ميکردم که فرار کنم.

  • ترجمه های کمتر

    • سرخکردن
    • فرپزی و شعلهپزی
  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " braten " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

ترجمه با املای جایگزین

Braten noun masculine neuter دستور زبان
+ اضافه کردن

آلمانی-فارسی فرهنگ لغت

  • سرخکردن

تصاویر با "braten"

اضافه کردن

ترجمه های "braten" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه