ترجمه "breite" به فارسی
پهنا, پهنا, عرض بهترین ترجمه های "breite" به فارسی هستند.
breite
adjective
-
پهنا
Alles zusammen ist ca. 1,20 m breit, und der Stuhl selbst ist nur ein paar Zentimeter groß.
این دستگاه روی هم رفته چهار فوت پهنا دارد، و خود صندلی هم فقط چند اینچ است.
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " breite " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
ترجمه با املای جایگزین
Breite
noun
feminine
دستور زبان
eine Kleides
-
پهنا
nounAlles zusammen ist ca. 1,20 m breit, und der Stuhl selbst ist nur ein paar Zentimeter groß.
این دستگاه روی هم رفته چهار فوت پهنا دارد، و خود صندلی هم فقط چند اینچ است.
-
عرض
nounSie musste eine bestimmte Höhe und Breite aufweisen.
مجبور بودی مطابق پارامترهای معین ارتفاع و عرض کار کنی.
عباراتی شبیه به "breite" با ترجمه به فارسی
-
فراخ · وسیع · پهن · گسترده
-
جنگلهای بارانی معتدله
-
میوههای معتدله
-
عرض جغرافیایی
-
عرض جغرافیایی
-
میوههای معتدله
-
جنگلهای بارانی معتدله
-
جنگلهای معتدله
اضافه کردن مثال
اضافه کردن