ترجمه "bronze" به فارسی

برنز, برنز, مفرغ بهترین ترجمه های "bronze" به فارسی هستند.

bronze
+ اضافه کردن

آلمانی-فارسی فرهنگ لغت

  • برنز

    Dann mein erster Guss, dann meine Gussvorlage und schlussendlich meine Bronze.

    این اولین تلاش منه این یکی کار اصلیمه و این یکی برنز.

  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " bronze " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

ترجمه با املای جایگزین

Bronze noun feminine دستور زبان

es heißt, die Herstellungsmethode sei aus China gekommen, worauf das erste Zeichen verweist

+ اضافه کردن

آلمانی-فارسی فرهنگ لغت

  • برنز

    noun

    Dann mein erster Guss, dann meine Gussvorlage und schlussendlich meine Bronze.

    این اولین تلاش منه این یکی کار اصلیمه و این یکی برنز.

  • مفرغ

    Legierung

تصاویر با "bronze"

اضافه کردن

ترجمه های "bronze" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه