ترجمه "bruder" به فارسی
برادرها, برادر, بَرادَر بهترین ترجمه های "bruder" به فارسی هستند.
bruder
-
برادرها
Bisweilen sind sogar Bruder und Schwester einander zugeneigt.
حتي شنيدم ، بعضي مواقع بين خواهر و برادرها هم چنين عشقي پديدار ميشه.
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " bruder " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
ترجمه با املای جایگزین
Bruder
noun
masculine
دستور زبان
Bruderherz (umgangssprachlich) [..]
-
برادر
noun masculineFamilienmitglied
Ach, wenn du zu mir wie ein Bruder sein könntest!
آه! اگر با من مثل یک برادر بودید.
-
بَرادَر
-
داداش
nounGestern wolltet ihr mich töten und heute sind wir wie Brüder.
ديروز ميخواستيد سر به تن من نباشه ، امّا امروز مثل داداش تون هستم.
-
ترجمه های کمتر
- برادرها
- تنیها
- خواهرها
- دوقلوها
- سهقلوها
- همپدمارها
- چهارقلوها
تصاویر با "bruder"
عباراتی شبیه به "bruder" با ترجمه به فارسی
-
برادران لومیر
-
برادران شیردل
-
شوهر خواهر
-
همنیا
-
شوهر خواهر
اضافه کردن مثال
اضافه کردن