ترجمه "cowboy" به فارسی

کابوی, کابوی, گاوچران بهترین ترجمه های "cowboy" به فارسی هستند.

cowboy
+ اضافه کردن

آلمانی-فارسی فرهنگ لغت

  • کابوی

    Der vielleicht weiß, wie man den Cowboy besiegt.

    یکی که ممکنه واقعاً بدونه ، میشه با این کابوی چیکـار کرد

  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " cowboy " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

ترجمه با املای جایگزین

Cowboy noun masculine دستور زبان

Ein Mann, der auf einer Farm Rinder weidet und hütet und traditionell die meiste seiner Arbeit auf einem Pferd erledigt, insbesondere im Westen der Vereinigten Staaten.

+ اضافه کردن

آلمانی-فارسی فرهنگ لغت

  • کابوی

    in Nordamerika gebräuchliche Bezeichnung für einen Viehhirten

    Der vielleicht weiß, wie man den Cowboy besiegt.

    یکی که ممکنه واقعاً بدونه ، میشه با این کابوی چیکـار کرد

  • گاوچران

    noun

    Und wahrscheinlich brauchen wir, nun, wahrscheinlich brauchen wir einen Cowboy um ehrlich zu sein.

    و احتمالاً به یک خوب، راستش را بخواهید احتمالاً به یک گاوچران نیاز داریم.

عباراتی شبیه به "cowboy" با ترجمه به فارسی

اضافه کردن

ترجمه های "cowboy" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه