ترجمه "dame" به فارسی

وزیر, چکرز, بانو بهترین ترجمه های "dame" به فارسی هستند. نمونه ترجمه شده: Es gibt Situationen, in denen der Verlust der Dame eine brilliante Idee ist. ↔ زمانی وجود خواهد داشت که از دست دادن وزیر ، کار بسیار عالی خواهد بود.

dame
+ اضافه کردن

آلمانی-فارسی فرهنگ لغت

  • وزیر

    noun

    Es gibt Situationen, in denen der Verlust der Dame eine brilliante Idee ist.

    زمانی وجود خواهد داشت که از دست دادن وزیر ، کار بسیار عالی خواهد بود.

  • چکرز

    Wie kann man ein Programm schreiben und bis ins kleinste Detail definieren, wie man sich selbst in Dame übertrifft?

    چطور میتونین برنامهای بنویسین، که با تمام جزئیات طاقت فرسا، به رایانه بگه چجوری می تونه تو بازی چکرز از شما بهتر باشه؟

  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " dame " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

ترجمه با املای جایگزین

Dame noun feminine neuter دستور زبان

Signora (ital.) [..]

+ اضافه کردن

آلمانی-فارسی فرهنگ لغت

  • بانو

    noun

    Und diesmal bestehe ich darauf, zu erfahren, ob es der Dame gut geht.

    و اين دفعه جداً مي خوام از سلامتي بانو اطمينان حاصل کنم

  • خانم

    noun

    Sie stellte mir die Dame vor.

    او آن خانم را به من معرفی کرد.

  • فرزین

    noun
  • ترجمه های کمتر

    • چکرز
    • بیبی
    • زن
    • ستی
    • مادام
    • وزیر

تصاویر با "dame"

عباراتی شبیه به "dame" با ترجمه به فارسی

اضافه کردن

ترجمه های "dame" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه

Zum Glück für die Damen.
پس خوش به حال زن ها
Willkommen zu ihrem Prozess, meine Damen und Herren.
، به جلسه ي محاکمه تون خوش اومدين خانم ها و آقايون
Ich begleite die Dame zu Minister Goebbels'Filmpremiere. Ach.
در نمايش آقاي گوبلز به عنوان محافظ خانم حضور پيدا ميکنم.
Obergruppenführer, meine Damen, meine Herren!
... ژنرال ، خانمها و آقايان
Wir sollten das in Paris machen, in Notre Dame.
... ما بايد اينکار رو در پاريس و در نتردام انجام بديم.