ترجمه "dampf" به فارسی

بخار, بخار, بخار آب بهترین ترجمه های "dampf" به فارسی هستند.

dampf verb
+ اضافه کردن

آلمانی-فارسی فرهنگ لغت

  • بخار

    noun

    ( Brunel ) Es dampft immer noch.

    خدايا ، هنوز داره از اين توو بخار مياد.

  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " dampf " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

ترجمه با املای جایگزین

Dampf noun masculine دستور زبان

Suppe (umgangssprachlich) [..]

+ اضافه کردن

آلمانی-فارسی فرهنگ لغت

  • بخار

    noun

    Die gasförmige Phase des Wassers [..]

    Ich gehe auf sie zu, aber es ist schwer, sie in dem Dampf zu finden.

    پس ميرم سمتش. ولي به سختي ميشه توي اون بخار ديدش دارم گمش ميکنم

  • بخار آب

  • وشم

    noun

تصاویر با "dampf"

عباراتی شبیه به "dampf" با ترجمه به فارسی

اضافه کردن

ترجمه های "dampf" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه