ترجمه "dauerhaft" به فارسی

جاودان, ماندگار, پایدار بهترین ترجمه های "dauerhaft" به فارسی هستند.

dauerhaft adjective دستور زبان

ewiglich (veraltet) [..]

+ اضافه کردن

آلمانی-فارسی فرهنگ لغت

  • جاودان

    adjective
  • ماندگار

    adjective proper

    Dennoch war seine Arbeit von großem und dauerhaftem Wert.

    اما کار او تأثیری مهم و ماندگار داشت.

  • پایدار

    und stabil genug war um dauerhafte Siedlungen zu unterstützen.

    از اسکان دهی دائمی بزرگ و پایدار بود.

  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " dauerhaft " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

تصاویر با "dauerhaft"

اضافه کردن

ترجمه های "dauerhaft" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه