ترجمه "defekt" به فارسی
عیوب, عیوب, عیب بهترین ترجمه های "defekt" به فارسی هستند.
defekt
adjective
دستور زبان
kaputt (umgangssprachlich) [..]
-
عیوب
psychologische Defekte erwähnte und da gab es auch
بعضی عیوب روانی و همچنین،
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " defekt " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
ترجمه با املای جایگزین
Defekt
noun
masculine
دستور زبان
Macke (umgangssprachlich)
-
عیوب
psychologische Defekte erwähnte und da gab es auch
بعضی عیوب روانی و همچنین،
-
عیب
nounDeswegen bargen solche Ehen offensichtlich keine Gefahr für genetische Defekte bei den Nachkommen.
انسانها به کاملیت نزدیکتر بودند یعنی به وضعیت جسمیای بدون عیب و نقص که آدم و حوّا از آن برخوردار بودند و از دست دادند.
-
قصور
noun
عباراتی شبیه به "defekt" با ترجمه به فارسی
-
نقایص ژنتیکی
-
اختلالات ژنتیکی · بيماريهاي وراثتي · ناهنجارهای ژنتیکی · ناهنجاريهاي مادرزادي · نقایص ژنتیکی
اضافه کردن مثال
اضافه کردن