ترجمه "diagnose" به فارسی

تشخیص (پزشکی), تشخیص, آزمودن كاركردي بهترین ترجمه های "diagnose" به فارسی هستند.

diagnose
+ اضافه کردن

آلمانی-فارسی فرهنگ لغت

  • تشخیص (پزشکی)

  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " diagnose " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

ترجمه با املای جایگزین

Diagnose noun Noun feminine دستور زبان

Diagnose (fachsprachlich)

+ اضافه کردن

آلمانی-فارسی فرهنگ لغت

  • تشخیص

    noun

    Als die Diagnose gestellt wurde, war sie schon schwer krank.

    زمانی که بیماری او تشخیص داده شد، او در افسردگی عمیقی بود.

  • آزمودن كاركردي

  • تشخیص عیب

  • ترجمه های کمتر

    • تشخیص پزشکی
    • دي.آر.آي.اس
    • شناخت بيماري

عباراتی شبیه به "diagnose" با ترجمه به فارسی

اضافه کردن

ترجمه های "diagnose" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه