ترجمه "dicke" به فارسی

ضخامت, ضخامت بهترین ترجمه های "dicke" به فارسی هستند.

dicke adjective
+ اضافه کردن

آلمانی-فارسی فرهنگ لغت

  • ضخامت

    Interpol hat eine Akte über sie, die ungefähr acht cm dick ist.

    اینترپل از اونا یه پرونده به ضخامت سه اینچ داره

  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " dicke " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

ترجمه با املای جایگزین

Dicke noun feminine دستور زبان

fettes Schwein (derb) [..]

+ اضافه کردن

آلمانی-فارسی فرهنگ لغت

  • ضخامت

    noun

    Und sie sind so winzig. Sie haben die Dicke eines Haares.

    و آنها کوچکند، به ضخامت یک تار مو.

عباراتی شبیه به "dicke" با ترجمه به فارسی

  • koloft · ستبر · سفت · غلیظ · فربه · چاق · کلفت
  • فیلیپ کیندرد دیک
  • هوا پسه! (اوضاع قاراشمیشه)
  • دیک چینی
  • koloft · ستبر · سفت · غلیظ · فربه · چاق · کلفت
اضافه کردن

ترجمه های "dicke" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه