ترجمه "distanziert" به فارسی

دور ترجمه "distanziert" به فارسی است.

distanziert دستور زبان

abweisend (Person) [..]

+ اضافه کردن

آلمانی-فارسی فرهنگ لغت

  • دور

    adjective

    Weil ich dir etwas verheimlich habe, waren wir distanziert.

    چيزي رو ازت پنهون کردم ، ما رو از هم دور کرد.

  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " distanziert " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate
اضافه کردن

ترجمه های "distanziert" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه