ترجمه "dringend" به فارسی

عجله, فوریت بهترین ترجمه های "dringend" به فارسی هستند.

dringend adjective verb دستور زبان

zeitkritisch (umgangssprachlich) [..]

+ اضافه کردن

آلمانی-فارسی فرهنگ لغت

  • عجله

    noun

    Ich würde das Tempo zur Erfüllung meiner Forderungen also dringend erhöhen, Captain.

    اين باعث ميشه عجله م براي رسيدن به خواسته هام بيشتر بشه ، گروهبان.

  • فوریت

    noun

    Warum war das Predigen im 1. Jahrhundert dringend?

    چرا مسیحیان قرن اوّل به فوریت موعظه کردند؟

  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " dringend " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate
اضافه کردن

ترجمه های "dringend" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه