ترجمه "druck" به فارسی
فشار, فشار, فشار هيدرواستاتيك بهترین ترجمه های "druck" به فارسی هستند.
druck
verb
-
فشار
nounDas änderte sich selbst dann nicht, wenn er unter Druck stand.
عیسی حتی تحت فشار روحی نیز محبت و التفاتش را از مردم دریغ نمیکرد.
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " druck " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
ترجمه با املای جایگزین
Druck
noun
Noun
masculine
دستور زبان
Ausgabe (eines Buches) [..]
-
فشار
nounKraft pro Fläche
Das änderte sich selbst dann nicht, wenn er unter Druck stand.
عیسی حتی تحت فشار روحی نیز محبت و التفاتش را از مردم دریغ نمیکرد.
-
فشار هيدرواستاتيك
-
چاپ كردن
Jetzt bin ich vom Drucken besessen
خب الان همه حرص من چاپ كردن است،
تصاویر با "druck"
عباراتی شبیه به "druck" با ترجمه به فارسی
-
فشار اسمزی
-
فشار اسمزی · پتانسيل اسمزي
-
فشار · فشار هيدرواستاتيك
-
چاپ کردن
-
فشار هيدرواستاتيك
-
قطعه
-
فشار انساني
-
اثر زیستمحیطی · تاثير انساني · دخالت انسانزاد · فاكتورهاي انسانزاد · فاكتورهاي انساني · فشار انساني · نشانزد زيستمحيطي
اضافه کردن مثال
اضافه کردن