ترجمه "dunkel" به فارسی

تاریک, سیاه, نهان بهترین ترجمه های "dunkel" به فارسی هستند.

dunkel adjective verb دستور زبان

wischiwaschi (umgangssprachlich) [..]

+ اضافه کردن

آلمانی-فارسی فرهنگ لغت

  • تاریک

    adjective

    Es ist mir leicht gefallen, das Buch zu finden, obwohl es in dem Zimmer dunkel war.

    کتاب را به آسانی پیدا کردم، با آنکه اتاق تاریک بود.

  • سیاه

    adjective noun

    Jemanden, dem ich meine dunklen Geheimnisse anvertrauen konnte?

    کسی که بتونم باهاش سیاه ترین اسرارم رو در میان بگذارم ؟

  • نهان

    adjective
  • ترجمه های کمتر

    • پنهان
    • پوشیده
    • تار
    • تاريك
    • تیره
    • سياه
  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " dunkel " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

ترجمه با املای جایگزین

Dunkel noun neuter دستور زبان
+ اضافه کردن

آلمانی-فارسی فرهنگ لغت

  • تاریکی

    noun

    Im Dunkel siehst du deinen Schatten nicht.

    در تاریکی تو سایهات را نمیبینی.

  • تم

    noun

عباراتی شبیه به "dunkel" با ترجمه به فارسی

اضافه کردن

ترجمه های "dunkel" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه