ترجمه "durch" به فارسی
به وسيله, از طریق بهترین ترجمه های "durch" به فارسی هستند.
durch
adposition
دستور زبان
über (umgangssprachlich) [..]
-
به وسيله
Durch Verwenden einer Sache zum Erreichen einer anderen.
Sie wurde durch eine kongeniale Reaktion von der hier drüben ausgelöst.
به وسيله يه واکنش عاطفي بخاطر اون دستگاهي که اونطرفه روشن شده ، آره منطقيه
-
از طریق
Während die Auswärtsstimme durch die Luft übertragen wird, wandert die Einwärtsstimme durch die Knochen.
آوای خارجی از طریق هوا حرکت میکند در حالی که آوای داخلی از میان استخوانهای سما منتقل میشه.
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " durch " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
تصاویر با "durch"
عباراتی شبیه به "durch" با ترجمه به فارسی
-
کنترل زراعی
-
شکارچی گوزن
-
بخش بر صفر
-
آسيب يخبندان
-
خروج شير
-
سوزاندن در آتش
-
ماهیگیری با غواصی
-
درمان رژیمی
اضافه کردن مثال
اضافه کردن